مرگ یک کودک کار دیگر!
|
سایت دفاع از کودکان کار و خیابان: |
|
او روی زندگی تف می کرد مواظب باش مامان چیزی نفهمه زود خوب می شم این اخرین جمله ی کودکی است که پیش از مرگ به زبانش جاری شد
کودکی که باید نگران همه چیز می بود حتی مرگش !! وحید شریفی کودکی که بارزترین ویژگی اش تف کردنهایش بود، درست روز قبل از 13 فروردین اخرین سیزده عمرش را به در کرد درحالی که همراه برادرش رمضان برای کسب درامد و خرج عید برای فروش ادامس به خیابانهای حومه عبدل اباد رفته بود با یک سواری تصادف کرد و چند دقیقه بعد ... بی سبب نیست که بزرگترین ترس بجه های کار هراس از مرگی فجیع است. مرگی نامعلوم، مرگی در روزمره ترین حالت زندگی !! زندگی این بچه ها مرگ است !!منظورم مرگ کودکی نیست، مرگ لحظه ها نیست، مرگ اینده شان نیست، منظورم مرگ به معنای پایان زندگی است مرگی که درست چند لحظه پس از فروش ادامس یا فال به ما رخ می دهد وحید اخرین ادامس زندگی اش را به کدام مان فروخت؟ وحید 9 سالش بود و مدام تف می کرد !!هرگز نفهمیدم چرا؟مدام به او می گفتم : وحید انقدر تف نکن و او می خندید و ... حالا می فهمم که او روی کسانی که به او تجاوز می کردند، کتکش می زدند، تحقیرش می کردند ، خنده هایش را، گریه هایش را و خودش را نمی دیدند تف می کرد !!! کسی برای بوسیدن باقی نمانده بود پس او تف می کرد او روی زمان، روی کودکی اش، روی مسولیت زود هنگامش، روی همه چیز تف می کرد.. او می توانست عاشق زندگی باشد اما روی آن تف می کرد!!!! |
گروه فرهنگي- اجتماعي كيانا يك سازمان غيردولتي ( NGO ) بوده كه فعاليتهايش در سازمان ثبت اسناد و املاك كرج ثبت شده است. مجوز گروه فرهنگي- اجتماعي كيانا تحت شمارهی 24478/22 دي ماه 1382 ثبت شده و طبق اساسنامه نوع فعاليت گروه به قرار زير است: