روز جهانی منع کار کودک گرامی باد

روز جهانی منع کار کودکان

بهنام اخوت

روز 22 خردادماه هر سال برابر با 12 ژوئن در تمام کشورهای جهان روز منع کار کودک اعلام شده است. به این ترتیب در کشور ما نیز این مسئله صادق است. اما چند سالی است به واسطه برخی مسائل این روز یا کمی عقب تر و یا کمی جلوتر در حال برگزاری و پاسداشت توسط گروه های مردم نهاد بوده که در سال های گذشته به بهترین نحو و حداقل در حد توان و امکانات ناچیز خود توانسته اند فعالیت هایی را تدارک دیده و مردم و مسئولان را با این آسیب اجتماعی آشناتر کنند.

امسال البته برای گروه کیانا زمان خاص تری بود چرا که گروه تا این زمان نیز هنوز نتوانسته امجوزی از سوی شهرداری جهت اجرای این مراسم مهم و بزرگ دریافت کند. از طرف دیگر با عنایت به برخی حاشیه سازی ها در مورد گروه کیانا در برخی رسانه های خاص و معلوم الحال متاسفانه فعالیت های بیرونی و اجتماعی گروه در انقباضی ترین وضعیت خود قرار گرفته است. به هر حال گروه کیانا و مسئولین آن در تلاش هستند تا دین خود را با برگزاری یک مراسم حداقلی به این کودکان ادا کنند. امیدواریم با توجه بیشتر نهادهای دولتی به مقوله کودکان و به خصوص کودکان کار در شهرستان کرج این مهم اتفاق افتاده تا آگاهی عمومی نسبت به مواجه و کاهش کار کودک و سوء استفاده از آن ها بالا رود.

در سال های مختلف در جهان بسیاری از مدافعان حقوق کودک تلاش کردند تا با وضع قوانینی از کار کودکان بکاهند و یا ساعت کاری آن ها را کم کنند. در برخی از این تلاش ها سوادآموزی، تامین بهداشت و درمان کودکان و نیز اجازه یافتن کودک برای تفریح و بازی و نیز تغییر وضعیت کاری کودک با هدف بهبود شرایط حاد او در دستور کار افراد و یا سازمان های مدنی مدافع حقوق کودکان کار قرار گرفت. به این ترتیب کودکان که در زمان انقلاب صنعتی و تغییر وضعیت اقتصادی جهان در چرخه های سنگین اقتصادی در کشورهای مختلف غربی وارد شدند کم کم به دنیای اطراف شناسانده شدند و اجتماع پیرامون کودکان، به حقوق اولیه آن ها توجه بیشتری کرد. در کشورهای آسیایی و آفریقایی اما به دلیل وجود فقر و معضلات مختلفی همچون فرهنگ خاص و بی سوادی و کم سوادی این مسئله هنوز هم یکی از آسیب ها و یا بهتر بگوییم واقعیت های انکار ناپذیری است که همچنان آثار وجودی آن در گوشه و کنار جامعه ایران (به طور مثال) دیده می شود. از طرفی افزایش مهاجرت ها از کشورهای همسایه به خصوص از افغانستان به کشورمان به افزایش بیش از پیش کار کودک دامن زده است. به نظر می رسد با شروع سال جدیدی که مبدا آن روز جهانی منع کار کودک است برنامه ریزی ها و پیش بینی های بیشتر و گسترده تری باید در این زمینه از طرف دولتی ها و گروه های مردم نهاد صورت پذیرد.

هر چه اختلاف های نهادهای مدنی و نهادهای دولتی که متولیان این امر مهم هستند کاهش یابد و به جای گروکشی های هرساله و به دیده شک نگریستن به فعالیت های یکدیگر به اصل تعهد اجتماعی و مسئولیت در مقابل کودکان پرداخته شود و به جای تبلیغات صرف به کارهای عملی و علمی همت گمارده شود قطع یقین آنکه سود خواهد برد جامعه هدف هر دو گروه فعال در کشور خواهد بود.

کودک آزاری ها ادامه دارد...

سومین قربانی هم پرونده کودک آزاری ها را مختومه نکرد

بهنام اخوت پور

باربد که البته به نظر نمی رسد سومین قربانی کودک آزاری ها در کشورمان باشد روز جمعه در حالی درگذشت که از حجم بالای جراحت و سوختگی، بدن نحیفش چرک آلود و متورم شده بود. باربد در حالی قربانی اعتیاد و خشم پدر شد که بر اساس خبرها پیش از این نیز مورد آزار پدر قرار گرفته بود. این کودک خردسال پس از تحمل درد و رنج بسیار بالاخره جان باخت و متاسفانه جامعه قضایی و مسئولین ما را آنچنان که باید متوجه و بیدار نکرد.

در این رابطه "مریم مجتهدزاده"  رئیس مرکزامور زنان وخانواده، می گوید: برای کودک آزاران مجازات های سنگینی مانند مجازات نقدی در نظر گرفته شده که جایگزین حبس خواهد بود!

وی که در واقع مسئول برنامه ریزی از نهاد مهمی چون خانواده است نه تنها مجازات حبس و مجازات های شدیدتری را برای افرادی که به کودکان تعدی کرده اند را لازم نمی داند بلکه تنها به جریمه نقدی بسنده می کند. به نظر می رسد وقتی قانون و قانون گذاران کشور تا این حد نسبت به مسئله مهمی چون کودکان و کودک آزاری بی توجه و بی اهمیت هستند باید منتظر بود تا اتفاقات و حوادث بس نامیمون و غیرانسانی تری از پدران و مادران و بزرگسالان رخ دهد. مرگ باربد آنچنان دردناک بود که تن بسیاری از مدافعان حقوق کودک را لرزاند و در حقیقت باید تن مسئولین و قانون گذاران را می لرزاند. اما ....

به هر حال به زعم بسیاری از کارشناسان حوزه کودک تا زمانیکه دولت و مجلس و قوه قضاییه و نیروی انتظامی و تمامی مسئولینی که در این زمینه ذیربط هستند به خود نیامده و نسبت به چنین حوادثی واکنش مناسبی از خود نشان ندهند وضعیت کودک آزاری ها همچنان همین خواهد بود. در این میان صدا و سیمای کشورمان نیز با رد شدن و به سکوت برگزار کردن این حادثه و دیگر حوادثی که هر روز در گوشه و کنار این مرز و بوم رخ می دهد در ادامه این حوادث دخیل و مقصر است.

در این میان اما بازهم نقش گروه های مردمی و غیردولتی پر رنگ تر از گذشته خود را نشان می دهد. جدای از مسائل حاشیه های اگر تلاش های موسسه های غیردولتی در چنین حوادثی نبود و البته پوشش و حس مسئولیت رسانه های منقد نبود به طور قطع باربد نیز مانند بسیاری از دیگر کودکان در سال های گذشته به تاریخ پیوسته بود بدون آنکه کسی خبر دار شود.

باربد که به گفته رسانه ها سومین قربانی کودک آزاری در کشور و در ماه های اخیر بود، در گذشت اما پرونده کودک آزاری ها در کشور نه تنها بسته نشد بلکه شاید آینده تاریک تری را هم رقم بزند.

یادداشت

بازهم کودک آزاری

بهنام اخوت

این روزها جسته و گریخته از هر سویی خبری می رسد که کودکی مورد آزار و اذیت واقع شده است. هانیه چندی پیش به واسطه سماجت اهالی رسانه و خبر به ایران و جهان معرفی شد و آنچه تا حدودی بر او رفته بود بازگو گشت. کودک آزاری زشتی که با بی مسئولیتی و بی تفاوتی برخی نهادهای مسئول جای سوال های بسیاری را به جا گذاشت. سوال از اینکه وقتی افرادی که خود را مسئول حفاظت از کودک و خانواده های بی سرپرست و یا آسیب دیده می پندارند چگونه به راحتی از این مهم سر باز زده و فراموش می کنند. این موضوع آن قدر مهم است که مسئولین قضایی کشور هم وارد مسئله شده و آن را عمل نابخشودنی تلقی کرده و محکوم کردند.

هر روزه جوانانی که فردا روز به پدران و مادران این جامعه بدل می شوند با انبوه مشکلات و فقط به اجبار خانوادگی، اجبار فقر هر روزه شان و یا بر اثر نادانی و جهل تن به ازدواجی می دهند که حاصل آن فرزندی بی هویت و بدون آینده روشنی است. اعتیاد در چنین رخدادهایی بسیار شایع است و بسیاری از این کودکان مورد انواع سوء استفاده ها قرار می گیرند. چندی پیش نیز گروه کیانا به یاری گروه مددکاری و نیز چند تن از مردم محل توانست کودکی را که در میان پدر و مادر معتاد و چند مرد معتاد در یک ویرانه نجات دهد. وضعیتی که برای بسیاری از ما جای تامل و تاسف داشت. اما با وجود درخواست های بسیار و با وجود اینکه مادر کودک به کمپ معرفی شد و کودک به بهزیستی و حتی با پیگیری هایی که جهت رسیدگی به وضعیت پدر معتاد کودک صورت گرفت، پدر همچنان بدون هیچ دردسری در مکان قبلی به سر می برد.

این روزها اما بار دیگر منتشر شدن عکس هایی از یک کودک آزاری فجیع تر در تهران موی بر بدن راست کرد. کودکی که با پدر و یا صاحب کار خود در یک نمایش تردستی شنیع کار می کند، دستش با اجبار پدر زیر چرخ خودرویی قرار می گیرد! تا شاید مردم جاهلی که به تماشای این نمایش آمده اند شاد شده و پولی به پدر کودک بدهند.حتی اگر این عکس ها از گذشته هم باشد و تازه منتشر شده باشد این خود یک بداخلاقی تمام عیار در جامعه ایرانی ما است. 

واقعا بر سر اخلاق و وجدان این جامعه ایرانی چه آمده است که اینگونه خود و خانواده و هرچه متعلق به او است را به آتش می کشد. چه بر سر مسئولین امر آمده که با وجود گزارش های متعدد از کودک آزاری های پدران و ناپدری ها و یا مادران و نامادری ها هنوز برای کودک قیمی فرض می کنندتا وی را زنده زنده و آگاهانه مثله کند. کجای دین مبین اسلام این چنین وضعیتی مورد وثوق و تایید است که کسی اقدام عاجل و محکمی در قبال یک پدر و در واقع یک شخص عادی (که اگر پدر بود شاید اندک وجدانی در حمایت از کودک خود داشت) انجام نمی دهد. بر سر جامعه با فرهنگ ایرانی و اسلامی ما چه آمده که به تماشای نمایشی می روند که پدر به راحتی و در انظار عمومی کودکی را این چنین آزار می دهد و کسی دم نمی زند.  عکس های این فرد کودک آزار منتشر شده است، ای کاش وی را تا چندی دیگر در جای دیگری ببینیم.

به نظر می رسد ابعاد کودک آزاری ها با سماجت و انجام رسالت اهالی رسانه و خبرنگاران هر روز بیشتر از پیش بازگو شود. کودک آزاری هایی که سال هاست دامن گیر کشورمان است و هنوز هم همچنان ادامه دارد.

همدلی در یک گروه

یک کار گروهی موفق

بهنام اخوت*

یکی از شروط پایداری یک گروه و تیم همدلی و همکاری بین تک تک افراد آن گروه است. در جامعه ما که به کارهای انفرادی و شخصی بیش از کارهای گروهی اهمیت داده می شود و البته به آن مشهرو نیز شده ایم، گرایش به سمت کار و فعالیت های تیمی بسی دشوار می نمایاند. یکی از مشکلاتی که بسیاری (اگر نگوییم همه) با آن مواجه هستند اختلاف نظرات و نیز عدم اجرای کارها به صورت مشترک و با همکاری یکدیگر است. حتی گاهی مشاهده می شود که کشمکش ها در بین اعضای گروه تا به آن حد پیش می رود که به استعفا، دعوا و یا حذف یکدیگر می انجامد. در چنین شرایطی به نظر می رسد بهترین عمل برای بازگرداندن وضعیت گروه به شرایط ایده آل و نیز هماهنگ، اندیشه های عناصر قابل اعتماد و امین و نیز مسئولانی است که قطعا در گروه جایگاه ویژه ای دارند. لذا دقت و احتیاط این دسته از افراد در بازگرداندن شرایط به حالت ایده آل از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

باید اشاره کنم اختلاف رای و گاهی حتی برخی عدم هماهنگی ها در بین اعضای گروه یک امر طبیعی به شمار می رود آنچه مسلم است پایبندی تک تک اعضا، از مسئولین تا عضوهای داخل گروه به وجود یک ماهیت کار تیمی است. افراد این گروه باید درک متقابلی از شرایط کاری و روحی یکدیگر داشته و بتوانند در شرایط بحرانی با جای گذاری خود در شرایط فرد مقابل (همدلی) گروه را حفظ و ترمیم نمایند.

بدین ترتیب به نظر می رسد در شرایط بحرانی همکاری و همفکری بزرگان گروه و نیز همدلی با اعضای جدید و جوان، استفاده از راهکارهای آرامش بخش، دوری از تنش ها، جلوگیری از حرف های درگوشی و بی پایه، شفاف سازی اذهان و فضای موجود و نیز کمک به افزایش شادابی و احساس نزدیکی افراد و اعضا به یک روح جمعی می تواند مفید واقع شود.

خلاصه کلام: از آنجا که تبعات فعالیت های انفرادی و یا تشکیل گروه های کوچک داخل یک گروه بزرگ و اصلی و نیز عدم شفافیت مسئولین گروه ها از دلایل کشمکش ها و یا انحلال گروه ها (ان جی اوها) است بهتر است گروه ها ونهاد های مدنی و غیردولتی دیگر که ماهیت و اساس خود را بر فعالیت های مشترک تمام افراد بنا نهاده اند در این زمینه دقت و حساسیت های لازم را داشته باشند. در ضمن در صورت امکان جذب و هماهنگ کردن افراد تک رو و یا افرادی که به نوعی با کل گروه متفاوت و نیز انفرادی عمل می کنند می تواند موثر باشد اما نباید فراموش کرد گاهی این افراد از دورن حاضر به تن دادن به نظرات مشترک یک گروه نشده و مجدداً روی به حرکت های انفرادی و گاه از هم گسستن روابط درون گروه می شوند.  

*مدیرعامل گروه کیانا