کودک آزاری ها ادامه دارد...

سومین قربانی هم پرونده کودک آزاری ها را مختومه نکرد

بهنام اخوت پور

باربد که البته به نظر نمی رسد سومین قربانی کودک آزاری ها در کشورمان باشد روز جمعه در حالی درگذشت که از حجم بالای جراحت و سوختگی، بدن نحیفش چرک آلود و متورم شده بود. باربد در حالی قربانی اعتیاد و خشم پدر شد که بر اساس خبرها پیش از این نیز مورد آزار پدر قرار گرفته بود. این کودک خردسال پس از تحمل درد و رنج بسیار بالاخره جان باخت و متاسفانه جامعه قضایی و مسئولین ما را آنچنان که باید متوجه و بیدار نکرد.

در این رابطه "مریم مجتهدزاده"  رئیس مرکزامور زنان وخانواده، می گوید: برای کودک آزاران مجازات های سنگینی مانند مجازات نقدی در نظر گرفته شده که جایگزین حبس خواهد بود!

وی که در واقع مسئول برنامه ریزی از نهاد مهمی چون خانواده است نه تنها مجازات حبس و مجازات های شدیدتری را برای افرادی که به کودکان تعدی کرده اند را لازم نمی داند بلکه تنها به جریمه نقدی بسنده می کند. به نظر می رسد وقتی قانون و قانون گذاران کشور تا این حد نسبت به مسئله مهمی چون کودکان و کودک آزاری بی توجه و بی اهمیت هستند باید منتظر بود تا اتفاقات و حوادث بس نامیمون و غیرانسانی تری از پدران و مادران و بزرگسالان رخ دهد. مرگ باربد آنچنان دردناک بود که تن بسیاری از مدافعان حقوق کودک را لرزاند و در حقیقت باید تن مسئولین و قانون گذاران را می لرزاند. اما ....

به هر حال به زعم بسیاری از کارشناسان حوزه کودک تا زمانیکه دولت و مجلس و قوه قضاییه و نیروی انتظامی و تمامی مسئولینی که در این زمینه ذیربط هستند به خود نیامده و نسبت به چنین حوادثی واکنش مناسبی از خود نشان ندهند وضعیت کودک آزاری ها همچنان همین خواهد بود. در این میان صدا و سیمای کشورمان نیز با رد شدن و به سکوت برگزار کردن این حادثه و دیگر حوادثی که هر روز در گوشه و کنار این مرز و بوم رخ می دهد در ادامه این حوادث دخیل و مقصر است.

در این میان اما بازهم نقش گروه های مردمی و غیردولتی پر رنگ تر از گذشته خود را نشان می دهد. جدای از مسائل حاشیه های اگر تلاش های موسسه های غیردولتی در چنین حوادثی نبود و البته پوشش و حس مسئولیت رسانه های منقد نبود به طور قطع باربد نیز مانند بسیاری از دیگر کودکان در سال های گذشته به تاریخ پیوسته بود بدون آنکه کسی خبر دار شود.

باربد که به گفته رسانه ها سومین قربانی کودک آزاری در کشور و در ماه های اخیر بود، در گذشت اما پرونده کودک آزاری ها در کشور نه تنها بسته نشد بلکه شاید آینده تاریک تری را هم رقم بزند.

اخبار (95)

بزرگداشت روز جهانی منع کار کودکان در کرج

گروه فرهنگی - اجتماعی کیانا در تلاش است تا با برنامه ریزی های انجام شده در روزهای ۲۵ یا ۲۶ خردادماه سال جاری مراسمی را با هدف بزرگداشت روز جهانی منع کار کودکان در شهر کرج برگزار کند. گروه کیانا هر ساله مراسمی را در این راستا و جهت آشنایی عموم مردم با وضعیت کار کودکان در جهان و در ایران برگزار می کرد. در صورت موافقت شهرداری کرج با زمان این برنامه و نیز فضای مناسب برگزاری، جزییات بیشتر این مراسم به زودی اطلاع رسانی خواهد شد.

اخبار (94)

طرح ساماندهي کودکان کار و خيابان

به گزارش ايسنا، مهدي چمران ـ رئيس شوراي عالي استان‌ها ـ در جلسه روز پنجشنبه شوراي عالي استان‌ها همچنين با تاكيد بر اينكه طرح مشاركت و همكاري شهرداري‌ها در برنامه‌هاي ساماندهي كودكان كار و خيابان روي زمين مانده است، اظهار كرد: اين موضوع تنها برعهده شهرداري نيست و بايد بهزيستي، نيروي انتظامي، دادستاني و دادگستري نيز به كمك شهرداري بيايند.

وي با بيان اينكه طرح ساماندهي كودكان كار و خيابان روي زمين مانده و بيشتر كلا‌نشهرها با اين مشكل مواجه هستند، اظهار كرد: شهردار قاعدتاً نمي‌تواند رئيس دادگستري را در جلسه خود دعوت كند و خود نيز رئيس شود و كميته تشكيل دهد؛ پيشنهاد ما اين است كه محوريت را در شوراها ببريم و هماهنگي براي ساماندهي اين كودكان از سوي شهرداري‌ها انجام شود.

چمران با تاكيد بر اينكه طرح تصويب شده بايد قابليت اجرا براي تمام شهرداري‌هاي كشور را داشته باشد، خاطرنشان كرد: شوراها بايد اين افراد را سازماندهي كنند و كميته‌اي تشكيل دهند و پس از آن شهرداري به انجام وظايفش بپردازد.

نظرسنجی

نظر شما در مورد کودک آزاری های اخیر چیست؟

گروه کیانا در پی رسانه ای شدن کودک آزاری ها در کشور از شما ایرانیان گرامی تقاضا دارد در صورت امکان نظر خود را در قالب بخش نظرسنجی با عنوان "کودک آزاری های موجود در کشورمان به چه دلایلی اتفاق می افتد؟" که در سمت چپ وبلاگ درج شده است ارائه نمایید. این نظرسنجی به منظور مطرح شدن دلایل کودک آزاری ها از منظر مردم طرح شده است.

اخبار (93)

برگزاری مراسم روز معلم توسط دانش آموزان کیانا

روز گذشته (۱۲ اردیبهشت ماه) گروه کیانا بزرگداشت "روز معلم" را با برگزاری مراسمی پاس داشت.

دیروز (دوشنبه) کودکان و نوجوانان گروه کیانا با برنامه ریزی و همراهی مسئول آموزش گروه مراسمی را در محل دفتر موسسه به مدت یک ساعت برای بزرگداشت و احترام به روز معلم و نیز قدردانی از معلمان خود که در سال های مختلف به آن ها سواد و علم آموخته بودند برگزار کرد. در این مراسم که تصاویر آن در سایت کیانا (عکس های روز معلم) قابل مشاهده است برنامه های متعدد و متنوعی توسط دانش آموزان به اجرا درآمد. کودکان که خود مجری برنامه نیز بودند توانستند برای نخستین بار با همکاری یکدیگر و مشارکت خود برنامه جشنی را تدارک دیده و برگزار نمایند. سرود و شعر خوانی- مسابقه چیپس خوری- مسابقه معما و چیستان- خواندن متنی در بزرگداشت معلمان و سپس اهدای هدیه و گل به معلمان از جمله برنامه های دانش آموزان کیانا در بزرگداشت روز معلم بود.

اخبار (92)

خبرهای تاسف آوری هر روز می رسد که در آن ها از يک کودک آزاری جديد و شنيع ديگر خبر می دهد. اگر به راستی سماجت های اهالی رسانه و خبر در کشور نبود مشخص نبود اين کودک آزاری ها و فجايعی که هر روز در گوشه و کنار برای کودکان رخ می دهد به گوش کسی می رسيد و فرياد و زجه های اين کودکان را کسی می شنيد. گروه کيانا با ابراز تاسف از افزايش و گوناگونی اين کودک آزاری ها در جامعه ايران اين وقايع را محکوم کرده و از مسئولين قضايی و انتظامی کشور می خواهد تا واکنشی در خور توجه، محکم و پيشگيرانه صورت دهند تا در آينده کمتر شاهد چنين وقايع زشتی برای جامعه اسلامی ايران باشيم.

یادداشت

بازهم کودک آزاری

بهنام اخوت

این روزها جسته و گریخته از هر سویی خبری می رسد که کودکی مورد آزار و اذیت واقع شده است. هانیه چندی پیش به واسطه سماجت اهالی رسانه و خبر به ایران و جهان معرفی شد و آنچه تا حدودی بر او رفته بود بازگو گشت. کودک آزاری زشتی که با بی مسئولیتی و بی تفاوتی برخی نهادهای مسئول جای سوال های بسیاری را به جا گذاشت. سوال از اینکه وقتی افرادی که خود را مسئول حفاظت از کودک و خانواده های بی سرپرست و یا آسیب دیده می پندارند چگونه به راحتی از این مهم سر باز زده و فراموش می کنند. این موضوع آن قدر مهم است که مسئولین قضایی کشور هم وارد مسئله شده و آن را عمل نابخشودنی تلقی کرده و محکوم کردند.

هر روزه جوانانی که فردا روز به پدران و مادران این جامعه بدل می شوند با انبوه مشکلات و فقط به اجبار خانوادگی، اجبار فقر هر روزه شان و یا بر اثر نادانی و جهل تن به ازدواجی می دهند که حاصل آن فرزندی بی هویت و بدون آینده روشنی است. اعتیاد در چنین رخدادهایی بسیار شایع است و بسیاری از این کودکان مورد انواع سوء استفاده ها قرار می گیرند. چندی پیش نیز گروه کیانا به یاری گروه مددکاری و نیز چند تن از مردم محل توانست کودکی را که در میان پدر و مادر معتاد و چند مرد معتاد در یک ویرانه نجات دهد. وضعیتی که برای بسیاری از ما جای تامل و تاسف داشت. اما با وجود درخواست های بسیار و با وجود اینکه مادر کودک به کمپ معرفی شد و کودک به بهزیستی و حتی با پیگیری هایی که جهت رسیدگی به وضعیت پدر معتاد کودک صورت گرفت، پدر همچنان بدون هیچ دردسری در مکان قبلی به سر می برد.

این روزها اما بار دیگر منتشر شدن عکس هایی از یک کودک آزاری فجیع تر در تهران موی بر بدن راست کرد. کودکی که با پدر و یا صاحب کار خود در یک نمایش تردستی شنیع کار می کند، دستش با اجبار پدر زیر چرخ خودرویی قرار می گیرد! تا شاید مردم جاهلی که به تماشای این نمایش آمده اند شاد شده و پولی به پدر کودک بدهند.حتی اگر این عکس ها از گذشته هم باشد و تازه منتشر شده باشد این خود یک بداخلاقی تمام عیار در جامعه ایرانی ما است. 

واقعا بر سر اخلاق و وجدان این جامعه ایرانی چه آمده است که اینگونه خود و خانواده و هرچه متعلق به او است را به آتش می کشد. چه بر سر مسئولین امر آمده که با وجود گزارش های متعدد از کودک آزاری های پدران و ناپدری ها و یا مادران و نامادری ها هنوز برای کودک قیمی فرض می کنندتا وی را زنده زنده و آگاهانه مثله کند. کجای دین مبین اسلام این چنین وضعیتی مورد وثوق و تایید است که کسی اقدام عاجل و محکمی در قبال یک پدر و در واقع یک شخص عادی (که اگر پدر بود شاید اندک وجدانی در حمایت از کودک خود داشت) انجام نمی دهد. بر سر جامعه با فرهنگ ایرانی و اسلامی ما چه آمده که به تماشای نمایشی می روند که پدر به راحتی و در انظار عمومی کودکی را این چنین آزار می دهد و کسی دم نمی زند.  عکس های این فرد کودک آزار منتشر شده است، ای کاش وی را تا چندی دیگر در جای دیگری ببینیم.

به نظر می رسد ابعاد کودک آزاری ها با سماجت و انجام رسالت اهالی رسانه و خبرنگاران هر روز بیشتر از پیش بازگو شود. کودک آزاری هایی که سال هاست دامن گیر کشورمان است و هنوز هم همچنان ادامه دارد.

اخبار (91)

خبرنامه داخلی شماره ۲۳

خبرنامه داخلی شماره ۲۳ گروه فرهنگی - اجتماعی کیانا منتشر شد. علاقه مندان میتوانند جهت دسترسی از لینک این خبرنامه در قسمت سمت چپ وبلاگ استفاده نموده و یا بر روی لینک زیر کلیک کنند:

http://kiyana.ir/files/site1/pages/boltane23.pdf

اخبار (90)

سالانه بيش از 12000 كودك بر اثر سوءتغذيه جان مي‌دهند

در حالي كه اين روزها صحبت از حقوق كودكان و تلاش براي دفاع از آن در سراسر جهان به صورت امري رايج درآمده و با وجود اينكه از «حق بر غذا» به عنوان يكي از مصاديق حقوق بشر ياد مي‌شود، در زيمبابوه سالانه بيش از 12000 كودك بر اثر سوءتغذيه جان خود را از دست مي‌دهند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بنا به اعلام معاون نخست وزير زيمبابوه و صندوق بين‌المللي حمايت از كودكان (يونيسف)، حدود 12000 كودك هر ساله بر اثر سوء تغذيه در اين كشور از بين مي‌روند. اين اطلاعات تكان‌دهنده در گزارشي با عنوان «تحليل وضعيت حقوق زنان و كودكان در زيمبابوه در سال‌هاي 2005 تا 2010» كه اخيرا علني شده، منعكس شده است.

ادامه نوشته

اخبار (89)

34 كودك‌ كار در دهلي نجات يافتند

پليس هند از نجات بيش از30 كودك‌كار كه اكثر آنها در فعالیت های قاچاق مورد سوء استفاده قرار گرفته بودند، خبر داد. 

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، خبرگزاري هند گزارش داد كه در عمليات مشتركي كه توسط نيروي ضربت كودكان كار در دهلي مركزي، پليس، اداره كار و اعضاي سازمان مردم نهاد حقوق كودكان «باچيان باچائو آندولان» انجام گرفت، 34 كودك كار كه اكثر آنها از ديگر ايالات هند به دهلي قاچاق شده بودند، نجات يافتند. اين كودكان وادار مي‌شدند ساعت‌هاي طولاني به كارهاي دشوار وطاقت‌فرسا انجام دهند.

روز پنج‌شنبه نيز پليس مردي را به اتهام قتل يك كودك دستگير كرد. اين كودك 10 ساله كه در كارگاه اين مرد كار مي‌كرد بر اثر تنبيه شديد بدني جان باخت.

اخبار (88)

برگزاری اردوی هفت چشمه در جاده چالوس برای کودکان

گروه کیانا روز گذشته (جمعه ۲ اردیبهشت ۹۰) اردوی تفریحی را با حضور ۹ نفر از دانش آموزان برتر آموزشی خود در محل "هفت چشمه" یکی از نقاط سرسبز در جاده چالوس برگزار کرد. همچنین ۵ تن از معلمین و مسئولین گروه نیز به همراه کودکان در این اردو حضور یافتند.

این اردو که از ساعت ۸ صبح از کرج به سمت هفت چشمه آغاز شد در ساعت ۳ بعدازظهر جمعه پایان یافت. صبحانه - ناهار - میوه و تنقلات در این اردو و همچنین بازی و شعرخوانی از قسمت های لذت بخش این روز تفریحی بود. همچنین عبور از کنارگذر رودخانه کرج و نیز تفرجگاه های سرسبز بین راه علاوه بر تنوع فضا اثرات مثبتی بر شادابی و تخلیه هیجانات کودکان داشت. دو نفر از کودکان نیز که در کارگاه های آموزش عکاسی در یونیسف حضور داشتند در این اردو به فعالیت عکاسی پرداختند. در صورت امکان در آینده عکاس های این دو دانش آموز گروه به صورت نمایشگاهی در دید عموم قرار خواهد گرفت.

اخبار (85)

آموزش آتش نشانی به کودکان

با همکاری و مساعدت سازمان آتش نشانی در مدت دو هفته آموزش مهار آتش و ایمنی در دفتر گروه کیانا و به کودکان موسسه ارائه شد. روز سه شنبه ۲۴ اسفندماه ۸۹ نیز با حضور یک دستگاه ماشین آتش نشانی کودکان به صورت عملی با چگونگی کار تجهیزات و نیز نحوه خاموش کردن آتش با رعایت نکات ایمنی آشنا شدند. در همینجا از این سازمان و آموزش های آن به خصوص پیش از فرارسیدن چهارشنبه آخر سال قدردانی و تشکر می کنیم.

*عکس های این برنامه به زودی در سایت و همین وبلاگ منتشر می شود.

اخبار (84)

سوادآموزی به بیش از 50 کودک کار و خیابان در شهرستان شهریار

لینک خبر: http://jkaraj.net/NSite/FullStory/News/?Id=1565

به گزارش شبکه خبری کرج، یک گروه مردم نهاد فعال در زمینه آموزش به کودکان کار از ابتدای دی ماه سال جاری تاکنون تعداد 52 کودک و نوجوان کار را در شهرستان شهریار تحت آموزش قرار داده است. 

مدیر آموزش گروه کیانا در این ارتباط اظهار داشت: گروه کیانا با توجه به تجربه هفت ساله خود در زمینه آموزش سواد، هنر، ورزش، مهارت های زندگی و نیز حمایت های بهداشتی و مددکاری این فعالیت را در شهرستان شهریار پیگیری کرده است.

نرگس محمدی با بیان اینکه گروه کیانا با مجوز رسمی از فرمانداری کرج از سال هشتاد و دو فعالیت های خود را در این شهرستان آغاز کرده ، تصریح کرد: در زمان کنونی این گروه با هماهنگی های صورت گرفته با بهزیستی شهرستان شهریار و بنا بر درخواست این نهاد مشغول فعالیت است.

محمدی سپس به آموزش 600 کودک کار در کرج اشاره کرد و افزود: در حال حاضر فرهنگسرای استاد شهریار با همکاری بسیار خوب حداقل چهار فضای آموزشی را در اختیار گروه قرار داده است.

مدیر آموزش های گروه کیانا همچنین خاطر نشان ساخت: در میان این کودکان حدود 54 درصد پسر و مابقی دختر هستند.به گفته محمدی سن کودکان تحت آموزش زیر 15 سال قرار دارد.

اخبار (82)

قطع رابطه اپل با يك شركت چيني به دليل بهره‌كشي از كودكان

خبرگزاری فارس- اپل اعلام كرد رابطه تجاري خود را با يك كارخانه چيني كه از نوجوانان دختر و پسر كم سن وسال به عنوان كارگر استفاده كرده، قطع كرده است. اين كارخانه چيني از 42 كارگر كم سن و سال براي مونتاژ توليدات اپل در اين كشور براي مصرف داخلي و صادرات به ديگر كشورهاي جهان استفاده كرده بود كه اين مساله موجب اعتراض گسترده اپل شده است.


اپل و شركت هاي غربي تا چندي قبل اهميت خاصي براي سوءاستفاده از نوجوانان و كودكان در محيط هاي كاري قائل نبودند و نسبت به اين مساله موضع گيري نمي كردند، اما در چند سال اخير پيگيري هاي سازمان هاي مرتبط بين المللي و نهادهاي حقوق بشري و سازمان هاي مدافع حقوق كودكان و نوجوانان آنها را مجبور به موضع گيري در اين زمينه به طور جدي كرده است.
اين كارخانه در مجموع 91 كارگر داشته كه توليدات مختلف اپل را مونتاژ مي كردند. اما نيمي از اين افراد زير سن قانوني كار سن داشته اند و همين مساله منجر به قطع كامل روابط تجاري اپل با شركت ياد شده گرديده است.

ظاهراً اين كارخانه با همكاري مسئولان يك مدرسه اطلاعات هويتي برخي دانش اموزان آن را دستكاري كرده تا سن آنها را براي كار در كارخانه قانوني جلوه دهد. اپل اطلاعاتي را در مورد اين مدرسه هم جمع آوري كرده و در اختيار مقامات چيني گذاشته است.

اخبار (80)

کودکان افغانی قربانیان جنگ در این کشور

پایگاه خبری فرارو- گزارشهای رسیده حاکی از آن است که ارتش آمریکا در افغانستان از نوجوان و کودکان برای کشف مواد انفجاری استفاده می کند. 

به گزارش مهر، تعدادی از مردان جوان، نوجوانان و کودکان در یکی از روستاهای این کشور از سوی نیروهای آمریکایی برای پیداکردن مواد منفجره استخدام شده اند.

خبرگزاری مهر عکسهایی را دریافت کرده که نشان دهنده بی ارزش بودن جان افغانها برای نظامیان آمریکایی است.

یک نظامی آمریکایی که خود مجهز به تجهیزات نظامی ودفاع شخصی است، نوجوانی را درازای 500 افغانی معادل 12 دلار استخدام کرده تا بدون هیچ نوع پوشش دفاعی وآشنایی با مواد منفجره این موادرا کشف و دراختیار نیروهای آمریکایی قراردهد.

عکسهای مذکور بیانگر فقر گسترده و ناآگاهی نوجوانان و کودکان افغان از مواد منفجره است و شاید همین وجود فقر شدید در بین خانواده ها سبب تن دادن به این بازی شوم سرنوشت شده است. حال جای طرح این سوال باقی است که چگونه ارتش آمریکا به خود اجازه داده است تا بازی با جان های بیگناه این معصومین را انجام دهد ونکته دیگر اینکه آیا دولت مرکزی از این رویداد اطلاع دارد یا خیر.

بنا به گفته آگاهان امور سیاسی و نظامی، نیروهای آمریکایی درافغانستان همواره تلاش کرده اند که کمترین تلفات را در مقایسه با نیروهای دیگر ملیتهای درافغانستان داشته باشند وحال احتمال این نیز می رود که یکی از عوامل تلفات کمتر سربازان آنان در کنار دیگر برنامه های این نیروها به کارگیری مردان، نوجوانان و کودکان درکشف و پیدا کردن مین ها و مواد انفجاری درنقاط مختلف افغانستان بوده است.

اخبار  (77)

 اول- جلسه مجمع فوق العاده گروه فرهنگی اجتماعی کيانا با حضور 34 نفر از اعضای داوطلب فعال، نماينده فرمانداری کرج، هيات مديره و مديرعامل روز پنجشنبه 7 بهمن ماه جاری در محل دفتر گروه و راس ساعت 10 صبح برگزار شد. در اين جلسه داوطلبين ضمن دريافت توضيحات در زمينه برگزاری اين مجمع فوق العاده به برخی اشکالات اشاره کردند. بر اساس تصميم اين جلسه قرار شد از اين پس هيات مديره کيانا با حضور 7 نفر عضو اصلی، 2 نفر عضو علی البدل و يک بازرس اصلی و يک بازرس علی البدل فعاليت خود را ادامه دهد. بر اين اساس، آقای حسن يزدان پناه جايگزين آقای فرزاد جعفری (رئيس هيات مديره قبلی) شد و آقای کیوان عليمحمدی و خانم سميه خزايی نفرات اصلی، خانم نزهت مهدوی اشرف و آقای محسن براتی اعضای علی البدل و آقای حسين فرجی به عنوان بازرس اصلی گروه انتخاب شدند. سيد بهنام اخوت پور، زهرا حبيبی، خديجه محمدی و مجتبی جعفری نيز کماکان به عنوان نفرات اصلی هيات مديره کيانا ابقا گرديدند.

دوم- با همکاری يک موسسه روانشناسی از تعدادی از کودکان گروه کيانا آزمون روانشناسی و تست هوش به عمل آمد. براساس اين آزمون چهار نفر از کودکان در وضعيت نامطلوب ذهنی تشخيص داده شده اند. به نظر می رسد کم توانی ذهنی اين کودکان بيشتر ناشی از پايين بودن سطح فرهنگی و اجتماعی خانواده آنها باشد. گروه کيانا در حال پی گيری و انجام آزمون های مجدد از اين کودکان و تعدادی از کودکان ديگری است که بر اساس گزارش بخش آموزش از مشکلات يادگيری رنج می برند. 

 سوم- روز يکشنبه 10 بهمن ماه سال جاری کارگاه آموزش کلاس داری در محل دفتر گروه و با حضور بيش از 15 نفر از همکاران آموزشی برگزار شد. در اين کارگاه که با استقبال معلمين به خصوص دبيران ايام هفته مواجه شد مطالبی در زمينه نوع برخورد با دانش آموزان و روش کلاس داری تشريح شد. قرار است اين کارگاه و کارگاه هايی از اين دست بازهم تشکيل شده تا معلمين کيانا از آموزش های مورد نياز برخوردار شوند.

روز جهانی کودک مبارک

روز جهاني كودك امسال نيز مانند هر سال فرا رسيد اما آيا 16 مهر در مقايسه با پارسال تفاوتي داشت؟ سال هاي سال است روز جهاني كودك در دنيا گرامي داشته مي شود، اما آيا اين فقط يك روز براي گرامي داشت صرف است؟ و يا بايد نه تنها به عنوان يك روز بلكه به عنوان روز عملي و اجرايي حفظ و مراقبت از كودكان در خاطره ها ثبت شود. به نظر مي رسد امسال سال آبرومندي براي شادي و سلامت كودكان و نيز گراميدشت كودك نبود. در سالي كه گذشت آمار كودك آزاري ها نه تنها از جانب پدران و مادران بلكه از سوي مراكز مدعي حفاظت و سيانت از كودكان نيز افزايش يافت. متاسفانه چه در كشورمان ايران و چه در كشورهاي ديگر دنيا، جمله اي معروف شده است كه هيچ يك از انسان ها به راستي و درستي بدان پايبند نبوده و نيستند: "پاسداري از حقوق كودك وظيفه همه است"، "حقوق كودكان را بايد رعايت كرد".

به هر حال گروه فرهنگي -اجتماعي كيانا اين روز را به تمامي كودكان دنيا تبريك مي گويد و اميدوار است اين روز فقط به عنوان يك روز نمادين پاس داشته نشود بلكه به عنوان حفاظت و توجه واقعي و عملي به كودكان، گرامي داشته شده و جايگاه كودك در تمامي اركان به خصوص حقوق شهروندي، حق بازي و تحصيل و زندگي سالم رعايت شود.

اخبار (66(

گروه کیانا در سال ۱۳۸۷ بر روی ۳۵ کودک تحقیقاتی در زمینه های قد-وزن و توذه بدنی کودکان کار به انجام رساند. در این تحقیق که مقاله آن در سمینار کار کودک در همان سال ارائه شده بود به صورت علمی نشان داده شد که بسیاری از این کودکان که تبعه خارجی نیز در میان آنها وجود داشته است دچار سوء تغذیه بوده اند. این مقاله به صورت پی دی اف در سایت کیانا و نیز به آدرس زیر قابل دسترس می باشد. همچنین بر اساس بررسی های انجام شده در سال جدید نیز آمار همچنان از سوء تغدیه کودکان و نیز بیماری های دهان و دندان و عدم رعایت بهداشت فردی در این کودکان حکایت کرده است.

برای اطلاعات بیشتر می توانید لینک زیر را مشاهده نمایید:

اثرات سو تغذیه بر کودکان

باید کار کند

باید کار کند..

م.الوند

صدای شیشه برقی ماشین مدل بالا، دختر بچه را به طرف خود می کشد. دستی از پنجره بیرون می آید و اسکناس پنج هزار تومانی را به سمت دختر بچه جوراب فروش اشاره می رود.

چراغ سبز می شود و ماشین به حرکت در می آید. -داخل ماشین مرد میانسال به زن که در حال رانندگی است اعتراض می کند -مرد می گوید: به بچه‏های خیابانی نباید پول بی خودی داد و تنها راه کمک به این بچه ها این است که جنسی را که می فروشد خرید، ولی این پول های مفت آن ها را  خراب می‏کند.

زن با لبخند معنی داری جواب او را می دهد و در ذهن خود چهره شاد دختر بچه را مجسم می کند که چشمانش دارد برق می زند و با دستان کوچکش اسکناس پنج هزار تومانی را چنان محکم گرفته که گویی همه هستی اش را در دست گرفته است.

باران شروع به باریدن کرده است. سر چهارراه دختر بچه به ماشین نگاه می‏کند که دارد دور شدن می شود. اسکناس پنج هزار تومانی را در جیب می گذارد و به کار خود ادامه می دهد.

- باید کار کند..

باران سر و صورتش را خیس کرده، به طرف ایستگاه اتوبوس می رود تا زیر سقف ایستگاه پناه بگیرد.

-هوا سرد است...

روی یکی از صندلی ها می نشیند و در ذهنش چهره عصبانی اصغرآقا را مجسم می‏کند که دارد سرش داد می زند که چرا کار را تعطیل کرده و اگر تا پایان روز پولی را که او انتظار دارد در نیاورد باز همان داستان تکراری کتک خوردن و شب گرسنه خوابیدن در انتظار اوست.

با این افکار از جا می پرد.

-باید کار کند..

 

اخبار (59)

  گزارش واحد امداد و درمان در سال ۱۳۸۸

در ادامه فعالیت های این واحد با توجه به مراقبت های پزشکی و بهداشتی کودکان و نوجوانان این موسسه و نیاز این دانش آموزان که در سال های گذشته با توجه به محدود بودن امکانات، مورد حمایت بعضی از پزشکان خیر خواه قرار گرفتند، لذا تصمیم جدی و پیگیری آقای اخوت و سرکار خانم محمدی مدیریت جدید جهت وسعت بخشیدن به این امر مهم سبب شد که به یاری خداوند این واحد توانست از طرف مرکز بهداشت کرج با اخذ مجوز از ریاست محترم دکتر ستوده و خانم دکتر تیزویر جهت معرفی به درمانگاه ها و یا آزمایشگاه ارجاع داده شود و کودکان و نوجوانان نیازمند تحت نظر قرار گیرند.

افراد به صورت 5 یا 10 نفری یا کمتر به درمانگاه شهید انبری ارجاع داده می شوند و تحت نظر و معاینه پزشکی توسط سرکار خانم دکتر جودکی رئیس درمانگاه، به بخش واکسیناسیون و BMI معرفی شده و تعدادی از دانش آموزان را که احتیاج به واکسیناسیون داشته در یک یا دو نوبت مورد تزریق قرار گرفته و نوبت های بعدی در مراحل بعد صورت می گیرد. در معاینات عمومی مشخص شد بعضی از کودکان احتیاج به ترمیم دندان دارند، دو نفر از بچه ها به علت داشتن سالک به آزمایشگاه پاستور معرفی شده و با تشخص دکتر آزمایشگاه، دارو از طرف شبکه بهداشت به صورت رایگان دریافت نموده و جهت تزریقات به درمانگاه فرستاده شدند. در حال حاضر یکی از این کودکان در حال بهبودی است و دیگری با توجه به قطع کردن درمان دوباره با گسترش بیماری مواجه شده که مجدداً در معرض درمان قرار گرفته است. بعضی از این دانش آموزان نیز سوء تغذیه و کمبود وزن دارند.

مسئول واحد: گنجعلی

 

گزارش

گزارشی درباره کودکان افغان ساکن کرج

«برادرم بنائی می‌کرد که از طبقه چهارم افتاد و داغون شد. بچه‌اش حالا شش ماهه است. بچه‌اش را ندید.»، «حس بدی پیدا می‌کنم وقتی به ما می‌گویند افغانی و ما را اشغالگر می‌دانند. کسانی هم هر روز با رفتارشان یادمان می‌اندازند که اینجا وطن ما نیست.»، «بابام و برادرهام چاه‌کنی می‌کنند. موقع کار سنگ خورده به چشمم بابام و حالا یک چشمش نمی‌بیند.»، «بابام زمان جنگ افغانستان 18 روز توی برف و یخ گیر می‌افتد و برای همین قدرت کار کردن را از دست داده.»، «اگر ما در افغانستان مشکلات نداشتیم که هیچ وقت مهاجرت نمی‌کردیم.»... جمله‌های بالا را از میان گفته‌های بچه‌های افغان ساکن کرج انتخاب کرده و کنار هم گذاشته‌ام؛ جمله‌هایی که می‌توانند معرف شرایط زندگی این کودکان باشند.

صبح جمعه یک روز خوش‌آب‌وهوای دی‌ماهی، حدود 20 کودک افغان کنار پارکی نزدیک چهارراه طالقانی کرج گرد آمده بودند تا همراه چند داوطلب ایرانی فعال در زمینه حقوق کودک، گشت‌وگذاری تفریحی را در اطراف کرج تجربه کنند. فعالان داوطلب از اعضای سازمان غیردولتی «کیانا»ی کرج بودند؛ گروهی فرهنگی، اجتماعی که در حوزه آموزش و ساماندهی کودکان کار و خیابان این شهر فعالیت می‌کند. مقصد روستای «بیلقان» بود و بچه‌ها تا عصر وقت داشتند در حیاط بزرگ و زیبای میزبانی داوطلب بازی کرده، نقاشی بکشند و شاد باشند و سپس برای بازی فوتبال به محوطه‌ای در نزدیکی روستا بروند...

«قندعلی رحیمی» که بچه‌ها «قندآقا» صدایش می‌زدند 16 سال داشت و موهایش را به قول هم‌بازی‌هایش «سیخ‌سیخی» و به تعبیر خودش «به‌هم‌ریخته» درست کرده بود.  «11 سال پیش از افغانستان مهاجرت کردیم آمدیم کرج. خودم از هشت سالگی کار می‌کنم. کارگری ساختمان، باربری برای عمده‌فروشی‌های خشکبار و پوستر چسباندن و تراکت پخش کردن برای شرکت‌های تبلیغاتی کارهایی است که در این مدت انجام داده‌ام. سال قبل برادرم رفت افغانستان و آنجا ازدواج کرد. بعد از برگشتن به ایران هم رفت سر کار ساختمانی. یک روز خبر آوردند از طبقه چهارم پرت شده پایین. وقتی در بیمارستان بالای سرش رسیدیم تمام کرده بود. بچه‌اش را ندید و مرد. حالا نوزادش شش ماهه است. ما 12 نفری در یک خانه اجاره‌ای زندگی می‌کنیم. زن‌داداشم هم با ما می‌ماند. می‌خواستند برای برادرم دیه بدهند، اما مادرم دیه را بخشید، آنها هم با اصرار هشت میلیون تومان به بچه‌اش دادند که حالا در حساب صاحب‌کار برادرم به امانت مانده.» اینها شرحی است که قندآقا درباره زندگی‌اش می‌دهد.

«سعیده وامبخش»، فعال داوطلبی که بیشتر در حوزه سلامت کودکان مهاجر فعالیت دارد، مقوله فقدان شناسنامه را مهم‌ترین مشکل کودکان افغان متولد ایران دانسته می‌گوید: «بیشتر بچه‌های افغانی که در ایران به دنیا می‌آیند فاقد شناسنامه هستند و سفارت افغانستان هم اقدام موثری در این زمینه انجام نمی‌دهد. همین مساله باعث شده در موضوع درمان این کودکان مشکلات زیادی پیش بیاید. به عنوان مثال چند وقت پیش کودک شیرخوار افغانی که  حنجره‌اش به صورت مادرزادی سوراخ داشت را برای عمل به بیمارستان بردیم، اما به‌رغم همکاری جراحان، چون این کودک شناسنانه‌ نداشت، بیمارستان طبق ضوابطی که دارد از پذیرش او سرباز زد.»

«نوید امینی» 13 ساله، شیفته فوتبال و تکواندو بود و عشقش «کریستین رونالدو». خانواده‌اش 11 سال قبل به ایران می‌آیند و چهار سال نخست را در بندرعباس می‌گذرانند و بعد ساکن کرج می‌شوند. «هرچند ما جزو مهاجرهای کارت‌دار هستیم، موقع دیدن پلیس دلهره پیدا می‌کنیم. بابام می‌گوید جوری لباس نپوشیم که پلیس به ما گیر بدهد. می‌گوید هر کس دیگری هم هر چیزی گفت کاری به کارش نداشته باشیم.» نوید بعد از گفتن جمله‌های بالا اضافه می‌کند: «وقتی به ما می‌گویند افغانی حس بدی پیدا می‌کنم. اگر به تو هم بگویند اشغالگر هستی و اینجا وطن تو نیست، فکر نکنم حس خوبی داشته باشی. وقتی می‌بینی یک نفر در محلی عمومی داد می‌زند: "افغانی رو نگاه!" آن موقع احساس غریبه بودن را خوب می‌فهمی.»

اگر مجبور نبودیم مهاجرت نمی‌کردیم/ گزارشی درباره کودکان افغان ساکن کرجوامبخش، فعال داوطلب ایرانی، مشکل دیگر بچه‌های مهاجر افغان را در زمینه تحصیلی دانسته تاکید می‌کند: «متاسفانه به دلیل بالاتر رفتن سن بیشتر بچه‌های افغان از حد قانونی تحصیل در مقاطع معین، آنها فرصت درس خواندن در مدرسه‌های دولتی را پیدا نمی‌کنند و برای ادامه تحصیل باید در کلاس‌های غیرحضوری و آزاد ثبت نام کنند که به دلیل مشکلات شدید مالی، خانواده‌ها توانایی تامین هزینه سنگین این دوره‌ها را ندارند.»

«عزیز تاجیک»(عزیز آقا) 13 ساله، محبوب همه بود و محجوب و آرام. او که در غیاب مادرش وظیفه پختن غذا را در خانه‌شان بر عهده دارد، حکایتش را چنین بازگو می‌کند: «مدتی است مادرم برای عروسی برادرش رفته افغانستان. من هر وقت مادرم غذا می‌پخت با دقت نگاه می‌کردم و حالا پختن همه غذاها را بلدم. یک ساله بودم که خانواده‌ام به ایران آمده‌. دو خواهر و برادرم اینجا متولد شده‌اند. روزها خواهرهای بزرگترم در یک شرکت به پاک کردن سبزی مشغول می‌شوند. کار تمیزی است. برادرهایم هم به پدرم کمک می‌کنند. آنها چاه‌کن هستند. موقع کار پدرم یک چشمش را از دست داده. بعد از ظهرها هم در پارک آدامس می‌فروشم. البته گاهی بعضی بچه نمی‌گذارند کار بکنم و مرا به پارک راه نمی‌دهند.»

عزیزآقا که در موسسه کیانا و در مقطع سوم ابتدایی درس می‌خواند آرزو دارد روزی پزشک شود و دردهای مردم شهرش را درمان کند. او می‌گوید دوست دارد به شهرشان برود و آنجا را ببیند، اما دوباره می‌خواهد به ایران برگردد، چون افغانستان هنوز وضع خوبی برای زندگی ندارد. عزیز ماجرای دیگری را هم تعریف می‌کند: «روزی در پارک زن ایرانی بدبختی را دیدم که خودش گدایی و شوهرش اسفند دود می‌کرد. بچه‌ای هم توی بغل زن بود. دلم به حالشان سوخت. رفتم با آنها حرف بزنم. زن گفت ما بدبخت هستیم. من نگاه‌شان کردم و بعد بچه شان را بوسیدم و رفتم...»

«فعالیت‌های گروه کودکان کار و خیابان کیانا فقط به زمینه‌های هنری، بهداشتی محدود نمانده، بلکه توجه به تحصیل و آموزش کودکان کار، چه ایرانی و چه مهاجر دغدغه اصلی ماست.» این را «بهنام اخوت‌پور» مدیر گروه کیانا گفته می‌افزاید: «در مورد تحصیل کودکان کار ما کلاس‌های درسی را در هر سطح و مقطعی به صورت رایگان برگزار می‌کنیم. اگر این کودکان بخواهند در مدرسه‌های دولتی ایران به ادامه تحصیل بپردازند، به شرط نداشتن مشکل اقامتی و سنی، آموزش و پرورش از آنها آزمون می‌گیرد. علاوه بر این مدرک ارائه شده از طرف ما به شرط تایید سفارت افغانستان طبق قوانین آموزشی این کشور معتبر محسوب می‌شود. همه معلمان و همکاران کیانا هم به صورت داوطلبانه کار می‌کنند.»

او از «مدرسه جمعه‌ها» نیز صحبت کرده می‌افزاید: «مدرسه جمعه‌ها برای کودکانی است که تمام روزهای هفته سر کار می‌روند و امکان نشستن در کلاس‌های روزانه کیانا را ندارند. ما جمعه‌ها با برپایی این کلاس‌ها درس‌های طول هفته را به صورت فشرده به این کودکان آموزش می‌دهیم.»

«جمیله علیزاده»، نوجوان 17 ساله افغان که تا سال اول دبیرستان درس خوانده و ابتدا به دلیل مشکلات اقامتی و سپس به خاطر مساله سنی اجازه تحصیل در مدرسه‌های دولتی ایران را پیدا نکرده و حالا هم به دلیل دوری خانه‌شان از سازمان کیانا و مشکلات رفت‌وبرگشت، پدرش اجازه درس خواندن به وی نمی‌دهد، دغدغه درس و مطالعه و مسائل دختران را دارد. او درباره سفر دو سال پیشش به افغانستان می‌گوید: «برای عروسی اقوام‌مان به هرات رفته بودیم. دخترخاله‌هایم در مدرسه بودند که یکهو صدای انفجار در محله پیچید. همه نگران شدیم. طالبان بمبی را در مدرسه دخترانه منفجر کرده بود تا دخترها از ترس دیگر پا به مدرسه نگذارند.»

جمیله که حین گفتگو در مورد اعضای خانواده‌اش از افعال و ضمایر جمع استفاده می‌کرد، در تشریح بخشی از مشکلات‌شان گفت: «افغان‌ها برای کار در ایران باید کارت کار داشته باشند. پدرم که مقنی هستند چند شب تمام در سرما و زیر باران برای گرفتن این کارت در صف انتظار ماندند و آخر سر مشخص شد اعتبار کارت جدید بیشتر از ده روز نیست و بعد از ده روز باید دوباره برای گرفتن کارت اقدام کنند. چند سال پیش پدربزرگ مادری‌ام در حال فوت بودند. مادرم هر چه خواستند برای دیدن پدرشان بروند ممکن نشد، چون ما آن زمان کارت اقامتی نداشتیم و اگر مادرم از ایران می‌رفتند برگشتن‌شان شاید هیچ وقت ممکن نمی‌شد...»

ظهر، زمان تفریح هفتگی برای بچه‌های کار افغان به آخر رسید و وقت خداحافظی شد. از آنها خواستم کنار یکدیگر بایستند تا برای گزارش عکسی بگیریم. دخترها نیامدند. «حمیرا»، دختر افغان با خنده گفت: «ما در آلبوم عکس خانوادگی‌مان هم عکس نداریم؛ چه برسد که عکس‌مان در روزنامه چاپ شود. حضور ما تصویری نیست؛ فقط صوتی است...»
این گزارش شنبه دهم بهمن ۸۸ در صفحه گزارش اجتماعی روزنامه اعتماد به چاپ رسید(اینجا)
ش:۲۱۴۶

اخبار (56)

پایان نمایشگاه صنایع هنری کودکان

گروه کیانا امروز نمایشگاه صنایع دستی کودکان و مربیان خود را به پایان می رساند. انتظار از مسئولین فرهنگسرا و این نمایشگاه از لحاظ فضا و مکانی بیشتر از این بود ولی متاسفانه با کمبود فضا به دلیل برگزاری نمایشگاه و کارگاه اشتراکی در یک سالن -که از قبل جهت نمایشگاه گروه رزرو شده بود- مواجه شد!

با این حال کارهای کودکان گروه و زحمات بسیار آنان برای آموختن این هنرها در برابر دید عموم قرار گرفت و جای بسی خوشحالی است که این آثار مورد تشویق و شگفتی بازدیدکنندگان قرار گرفت. امید است در آینده بازهم شاهد آموزش های بیشتر هنری و فنی به کودکان باشیم.

 

اخبار (55)

برپایی نمایشگاه صنایع دستی کودکان کار و خیابان کرج

نمایشگاهی از آثار هنرهای دستی کودکان کار و خیابان در فرهنگسرای امام خمینی شهر کرج برگزار می گردد. گروه فرهنگی اجتماعی کیانا که از سال 82 با مجوز فرمانداری کرج به آموزش سواد و مهارت های مختلف و حمایت از کودکان کار و خیابان شهر کرج پرداخته است، بنا دارد تا با همکاری اداره ارشاد کرج و معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری این شهر نمایشگاهی از آثار هنری همچون گلیم، سبدبافی، طراحی روی پارچه، سفال گری و... این کودکان و مربیان آنها در محل نگارخانه فرهنگسرای امام خمینی کرج برگزار نماید. این نمایشگاه از روز جمعه 20 آذرماه لغایت 30 آذر 1388 و از ساعت 10 صبح الی 17 بعدازظهر برپا خواهد بود. زمان افتتاحیه روز جمعه ساعت 14 الی 16 و مکان نمایشگاه بلوار امام زاده حسن، جنب مصلی کرج، خ شهید نصرتی، فرهنگسرای امام خمینی می باشد.

 

بچه های کیانا

 فال حافظ دارم - فال بخرید

صفیه سعیدی 15ساله- کلاس پنجم

شب تاریک

زیر نورماه

گنارسایه آدم ها نشسته بود.

آدم هایی که از کنارش می گذشتند.

باصدای سرما زده و آرامش می گفت فال دارم ... فال حافظ، فال بخرید .

ساعت یازده بود. هنوز یک فال نفروخته بود. صدای دندانهایش که بهم می خورد را می شنیدم. آهی کشیدم وگفتم: کودک ده ساله که باید در رختخواب باشد در خیابان است ومانند مردی بیست ساله کار می کند. با خودم کفتم شاید جسم او کوچک با شد، اما روح او در برابر این همه مشکلات بزرگ شده. که می داند در دل او چه می گذرد. پیش او رفتم و به دستان کوچکش نگاه کردم، اما او خوشش نیامد و برگشت. از او پرسیدم تو مدرسه می روی؟ گفت:نه! گفتم چرا کار می کنی؟ گفت بخاطر مشکلا ت خانواده ام. گفتم اسمت چیست؟ گفت محسن. گفتم: محسن پدرت کجاست؟

سکوت کرد و در چشمانش اشک جمع شد. با نگاهی به او جواب سؤالم را گرفتم. گفتم محسن دوست داری درس بخوانی؟ گفت بله، اما پول شهریه از کجا بیاورم؟ خرج خانواده ام را با زور در میاورم.گفتم غصه نخور خدا بزرگ است. گفت این را که می دانم! خداوند خیلی بزرگ است. به آسمان نگاه کردم. در چشمانم اشک جمع شد. با خودم گفتم با این همه مشکل بزرگی که دارد، هنوز به خدا امیدوار است، اما آدم هایی که مشکل کوچکی پیدا می کنند خدا را از یاد می برند. وقتی پایین را نگاه کردم او رفته بود. رفته بود به سوی آینده ای دور که با کار کردن او رقم می خورد. خدایا نمی دانم چه خطرهایی در کنارش است. از کنار چه ادم های میگذرد. واقعاً کی به فکر این کودکان است؟ بیایید باهمکاری هم مشکلات این کودکان را کم کنیم.

بچه های کیانا

کودک آینده

فرشته امینی-دانش آموز کلاس دوم راهنمایی

 

هر خانواده ای وقتی فرزندی به دنیا می آورد مسلما به فکر خوشبختی  و سعادت فرزند خود است و از هیچ تلاشی برای  این اهداف فروگذار نخواهد بود. اما در بعضی از خانواده ها فرهنگ غلطی که هر کس فرزند  بیشتری داشته باشد بهتر است، فرزندان زیادی به دنیا می آورند. طبیعتا به خاطر جمعیت زیاد و نیازهای آنها مجبور هستند کودکانِ بزرگتر را سرکار بفرستند. کارهایی از قبیل فال فروشی، شکلات فروشی، آدامس فروشی، بیسکویت فروشی، کیک فروشی، توری فروشی و کار در مغازه هایی که همیشه باید در آن حضور داشته باشند(غیر از شبها). کودکانی که در سنین مختلف در حال فراگیری هر چیزی که می بینند و می شنوند، هستند، وقتی در محیطی که حالا همان سر کار باشد، قرار می گیرند، مسلماً همه چیز را یاد می‏گیرند، با کودکان بزرگتر از خود دوست می شوند و همین دوستی با کودکان بزرگتر و غریبه زمینه مشکلات و چالش اجتماعی برای کودک را فراهم می آورد. کودکان وقتی به سرکار می روند ساعت های زیادی را بیرون از منزل سپری می‏کنند و چون در سن یادگیری و رشد فکری و جسمی هستند تمام کارهایی که کودک بزرگتر انجام می دهد را تقلید می کند، از قبیل: لباس پوشیدن، حرف زدن و حتی حالات و احساساتِ کودک بزرگتر. بعداز چند وقت، خانواده با کودکی روبرو می شود که او را نمی‏شناسد. اخلاقش عوض شده، طرز محبت کردنش عوض شده، شبها خیلی دیر به خانه می آید و حتی لباس پوشیدنش هم عوض شده است و وقتی از او می‏پرسند چرا این کارها را می کنی؟ می گوید کارمی کنم، خرج شما را می دهم. من برای خودم هم باید خرج کنم. و همین طور ادامه پیدا می کند. در این بین فقط ngo می تواند با آموزش به این کودکان آن ها را به سمت فرهنگ و اعتقادات و آینده ای روشن هدایت کند و در آنها انگیزه و امید به فردا و اعتماد به نفس را زنده می کند. کودکانی که با این ngo ها آشنا می شوند و در آن آموزش می بینند، در آینده افرادی روشن فکر و آینده نگر خواهند بود. با این وجود جامعه خوب با افرادی سالم و زندگی خوبی در پیش داریم.

مطالب بچه های کیانا

دانشگاه

صفیه سعیدی- ۱۵ ساله کلاس پنجم

سلام من می خواهم از دیروز برایتان بنویسم، دیروز ما به همراه معلمان خوبم اعبارتند از آقای اخوت، آقای جعفری، آقای شریف، خانم محمدی،خانم قلی زاده، خانم اقدسی و دوستانم فرشته، منیره و رضا به دانشگاه تربیت معلم کرج رفتیم. خلاصه ما به همراه آقای جعفری سوار تاکسی شدیم و راه افتادیم، وسط راه خانم اقدسی با ما همراه شد بعد از 20 دقیقه به دانشگاه رسیدیم، خانم محمدی وآقای اخوت با آقای شریف وخانم قلی زاده و رضا جلوی در ورودی دانشگاه  منتظر ماایستاده بودند، ما به همراه آنها به داخل سالن دانشگاه رفتیم وارد سالن که شدیم همه نشسته بودند و ما هم نشستیم آقای موزیری که یکی از دانشجویان آن دانشگاه بود برایمان کمی صحبت کرد و بعد فیلم کوتاهی که راجع به کودکان کار بود پخش شد. همه سکوت کردن و فیلم را نگاه کردیم وقتی فیلم تمام شد دکتر ببری که یکی از استادان همان دانشگاه بود روی سن رفت تا برایمان حرف بزند استاد ببری درباره کودکان و حقوق آنها صحبت کردند بعد از مدتی آقای اخوت رفت و صحبت کردند. ایشان هم حرفهای خوب و با مفهوم زدند من که از صحبتهای آقای اخوت خیلی خوشم آمد وقتی صحبتهای آقای اخوت تمام شد عکسهای بچه ها را دیدیم از ما خواستن تا برای دانشجویان حرف بزنیم، اما ما آمادگی نداشتیم و صحبت نکردیم و سمینار کودکان کار به پایان رسید.

 

وطن من

زهرا تاجیک۱۱ ساله - کلاس سوم ابتدایی

وطن من خیلی سرسبز و زیبا است من دوست دارم به وطن خود خدمت کنم در وطن من مدرسه زیادی وجود ندارد من می خواهم به آنها که سواد ندارند سواد بیاموزم و می خواهم  در وطنم به آنها که فقیر هستند کمک کنم، تا شاید بتوانم خدمتی به مردمان کشورم کنم، در وطن من آب، برق، گاز وجود ندارد من می خواهم با کمک پدرو مادرم وطنمان را آباد کنیم واز خدا می خواهم که جنگ در کشورمان وجود نداشته باشد همه اینها چیزهای است که من از خدای متعال می خواهم  من به امید خدا در این راه موافق می شوم زیرا خداوند را دارم و او هیچ گاه مرا نامید نمی کند. به امید آن روز