مقاله
مقاله زیر در خبرنامه شماره ۱۳ (ویژه نامه روز جهانی مبارزه علیه کار کودک منتشر شده است):
نقش گروه هاي مردمي در بهبود آينده كودكان كار
زينب محمدياري

بارها و بارها وقتي كسي پا به مؤسسه كيانا گذاشته و در نگاه اول جاذبه هاي ناشي از كمي اعجاز موجود در عنوان توضيحي مؤسسه (حمايت از كودكان كار)، او را به سؤال واداشته و از فعاليت هاي ما پرسيده، به او گفته ام: "اين مؤسسه جهت آموزش و ارتقاء سطح فرهنگي كودكاني كه در كوچه و خيابان هاي ما بسيار ديده مي شوند، بنا نهاده شده است." حتي به آن ها گفته ام: " به چهره كودكانِ تحتِ پوششِ ما كه خوب نگاه كنيد يقين حاصل مي كنيد كه حداقل يكي از آن ها را يك بار يا بيشتر در خيابان ديده ايد." كه اتفاقاً اين جمله نسبتاً تلقيني من، از سوي آن ها تأييد هم مي شود! اما بارها يك چيز ديگر هم گفته ام و آن هم در پاسخ من به سؤالي بوده است كه اكثر مراجعين بعد از دقيق شدن در چهره و گويش كودكان تحت پوشش ما با تعجب پرسيده اند: " همه اين بچه ها ايراني هستند؟" و پاسخ شنيده اند كه: " نه تنها مؤسسه ما بلكه مؤسسات مشابه در شهرهاي ديگر وقتي به قصد شناسايي گروه هدف(كودكان كار) به سراغ كودكاني كه در چهارراه ها و محل گذر عابرين به كارهاي گوناگون و چه بسا كاذب مشغولند، مي روند، نتيجه نهايي گردآوري يا بهتر بگويم آشنايي، كودكان و نوجوانان افغان و مهاجر هستند."
لازم به ذكر است بخش عمده اي از هدف گروه هاي مذكور را آموزش به كودكان محروم از تحصيل تشكيل مي دهد كه در بين كودكان افغان به تعداد زياد ديده مي شود. نيز بررسي متقاضيان ثبت نام در كلاس هاي آموزشي مؤسسه ما كه شامل دروس بتدايي و راهنمايي مي شود، حاكي از اين موضوع است كه در بين آن ها كودكاني هستند كه شرايط كودكان كار و خيابان را ندارند، يعني به دلايل گوناگون مانند تأمين بودن از لحاظ اقتصادي خانواده يا حتي در صورت نياز اقتصادي به دليل منع شدن از سوي والدين به دلايل گوناگوني كار نمي كنند اما از تحصيل به هر دليلي دور مانده اند. پس در اينجا به مفهوم گسترده تري مي رسيم:" كودكان محروم از تحصيل كه كودكان كار از لحاظ آموزشي در زيرشاخه اين گروه قرار مي گيرند."
در عصرارتباطات و اطلاعات، دور بودن حتي يك انسان ازمفاهيم ابتدايي آموزش كه حق طبيعي و مسلم اوست، غيرقابل پذيرش است. جمله اخير شايد به نظر ايده آل انديشي بيايد اما قابل درك و اجراست. اين گونه نظرات معمولاً به دست گروه هاي مردمي تا حدي قابل تحقق است. گروه هايي كه با امكاناتي بسيار محدود، با اهداف انساني دست به كار مي شوند و درحدِ توان خود جهت رفع معضلات اجتماعي مي كوشند. نگاه آن ها عاري از ملاك هايي از قبيل نژاد و مليت انسان هاست. يعني همان شيوه نگرشي كه در دين مبين ما نيز بر آن تأكيدات فراواني رفته است. البته مسائل و مشكلاتي كه در راه تحقق اهدافشان با آن ها روبرو مي شوند اجتناب ناپذير و غيرقابل اغماض است.
كودكان كار در بستر اجتماعي در حال رشد هستند كه هيچ گونه امكانات ويژه اي كه نشان دهنده موقعيت آنان باشد براي آن ها پيشبيني و اجرا نشده است. تنها ارگان هاي مردمي هستند كه به اين موضوع توجه كرده و آن را در سرلوحه وظايف خود قرارداده اند. اين ارگان ها، خود شديداً نيازمند حمايت معنوي و مادي از سوي دولت هستند، كه البته از آن جا كه در تعريف اين سازمان هاي غير دولتي، حمايت مادي از سوي دولت ذكر نشده است، بنابراين، اين نياز، اجباراً از دوش دولت برداشته مي شود. اما بحث حمايت معنوي از سوي دولت به قوت خود باقي است.
با بررسي اهداف چنين سازمان هايي درخواهيم يافت كه اين مؤسسات بر اساس نگاه انسان دوستانه و بدون توجه به مليت و نژاد افرادِ تحت پوشش خود عمل مي كنند و مي خواهند به دور از موانع و چالش هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي و بدون دامن زدن به آن ها فعاليت هاي خود را تداوم بخشند، زيرا چنين موانعي آفت سازمان هاي غيردولتي يا همان NGOها مي باشد و آن ها راعملاً متوقف مي كند... همان طور كه مؤسسه غيردولتي كيانا فعاليت آموزشي خود را مدتي است به دليل عدم تطابق آن با سياست دولت در برابر مهاجران افغان متوقف كرده است.
من در اينجا قصد ردكردن يا صفحه گذاشتن بر سياست مذكور را ندارم، چون درمقام آن نيستم، اما فقط به اين نكته اشاره مي كنم كه در بين اين مهاجران كودكاني هستند كه برخي از آن ها از بدو تولد دركشور ما به سر مي برند و در گروه سني ابتدايي و يا راهنمايي هنوز سواد خواندن و نوشتن را هم ندارند! و به دليل غيرقانوني بودن يا حتي در صورت قانوني بودن و داشتن كارت اقامت، به دليل عدم توانايي در پرداخت هزينهي تحصيل يا مشغول بودنِ تمام وقت به كار، از تحصيل محروم هستند. اما آيا سزاوار است كودكان يا نوجواناني كه اتفاقاً بسيار مستعد، پرانرژي و توانا بوده و درصورت تحصيل آينده درخشاني خواهند داشت و البته در غير اين صورت مستعد بزهكاري و قرار گرفتن در مسير نادرست نيز هستند(كه امكان آن دراجتماع كنوني بسيار زياد است) بدون هيچ برنامه اي رها شده و تحت هيچ نوع برنامه سازنده اي قرار نگيرند؟ به احتمال قريب به يقين تعدادي از اين كودكان مي توانند در آينده اي نه چندان دور در صدر اخبارِ حوادثي ناگوار قرار گيرند. كما اينكه هر انساني بدون پشتوانه تعليمي و تربيتي و بدون حمايت عاطفي ازسوي خانواده و اجتماع به چنين سرنوشتي دچارخواهد شد. اين درحالي است كه درصورت حمايت از سوي كساني كه در قالب گروهي كه جهت ايجاد امنيت رواني و اجتماعي براي او فعاليت مي كنند و حتي ازطريق ارتباط باخانواده او -كه به دليل مسائل و مشكلات موجود زندگي ازكودك فارغ شده و ياحتي رفتارهاي نامناسب و خشونت باري را در مورد او اجرامي كند- و درجهت ترميم اوضاع اجتماعي و خانوادگي اش گام برمي دارند، يقيناً آينده بهتري در انتظار او خواهد بود...
گروه فرهنگي- اجتماعي كيانا يك سازمان غيردولتي ( NGO ) بوده كه فعاليتهايش در سازمان ثبت اسناد و املاك كرج ثبت شده است. مجوز گروه فرهنگي- اجتماعي كيانا تحت شمارهی 24478/22 دي ماه 1382 ثبت شده و طبق اساسنامه نوع فعاليت گروه به قرار زير است: